۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

پیوستگی اعتراضات آری، شتابزدگی و بی برنامگی نه! پیشنهاد برای اعتراضات پیوسته از 17 تا 24 اسفند

به نظر می رسد که اکثریت داریم به این نتیجه مشترک می رسیم که اعتراضات برای تاثیرگذار بودن باید پیوسته باشد. اما نکته قابل تامل این است که شتابزدگی در اعلام بدون تبلیغات تجمع بعدی، منجر به حضوری کمرنگ و ایجاد یاس خواهد شد. پیشنهاد من این است که از حالا برای اعتراضات پیوسته از سه شنبه 17 اسفند تا سه شنبه 24 اسفند تبلیغ کنیم.
به امید نوروزی آزاد

۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

آنچه جنبش را خانه نشین کرده ترس نیست بلکه فرهنگ انتظار است


بیش از آنکه ترس مانع تلاش برای آزادی باشد، این انتظار است که آزادی را دور از دسترس کرده است.
بزرگان ما خسته شدند از بس که گفتند برای دستیابی به آزادی منتظر حادثه و قهرمان نباشید؛ اما چه می شود کرد که مردم ما با فرهنگ انتظار بزرگ شده اند.

۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

اصلاح از بالا به پایین را آنها سرکوب کردند، پایین به بالا را خودمان


بعد از انتخابات 88 و ظهور جنبش سبز، خواسته های مخالفین نظام از اصلاح سیاسی به سرنگونی یکباره نظام تغییر یافت. نظام حاکم که به شدت موجودیت خود را در خظر دید با تمام قوا و با خشن ترین وجهی به مقابله پرداخت و بالاخره به زور سر نیزه مردم را به کنج خانه هایشان بازگرداند. در حال حاضر به دلیل بالا رفتن هزینه ها مردم نیز به اعتراضاتی از قبیل راهپیمایی یا اعتصاب اقبالی نشان نمی دهند.
بدین سان رویه اصلاح ساختار سیاسی از بالا به پایین سرانجام خوشی نداشت. البته شخصا معتقدم که حتی در صورت پیروزی هم به دلیل نداشتن برنامه مناسب و شتاب زدگی، سرنوشتی بهتر از انقلاب 57 در انتظارمان نبود.
پس از این کش و قوس ها اتفاق نامیمونی که رخ داده است این است که بسیاری از همراهان جنبش سبز اصرار بر روش انقلابی دارند در حالی که مردم عادی از همراهی این راهکارها به دلیل همان هزینه های بالا استقبالی نمی کنند. کار به جایی رسیده که هر ایده ای که از نظرشان انقلابی نباشد محکوم به استهزا است. این رویه باعث گردیده که ما نسبت به دوره چهار ساله 84 تا 88 هم منفعل تر عمل کنیم. 18 تیر امسال شاهد مثال بسیار خوبی است.
اگر می خواهیم این جنبش و کورسوی امید در دل مردم روشن بماند به حرکتهای کوچک باید بها داده شود. مثال چنین حرکت کوچک اما موثری می تواند اعتراض به گشت های ارشاد باشد. در صورت مشاهده برخوردهای گشت ارشاد، یک هو کردن ساده بی هزینه ترین کار ممکن است.
اصرار بر رویه اصلاح از بالا به پایین باعث تعطیل روش پایین به بالا شده است. اگر بخواهم کمی پا را فراتر بگذارم باید بگویم بسیاری از دوستان هنوز یکسال و نیم مانده به انتخابات مجلس آن را تحریم کرده اند و دیگران را نیز تشویق می کنند که چون فلان رای ما را پس ندادند ما هم تحریم خواهیم کرد. من از دوستانی که چنین تفکراتی را ترویج می دهند سوال می کنم در بهترین و آماده ترین شرایط همچون روزهای پس از انتخابات 88 که حرکت انقلابی مان سرکوب شد و منفعتی حاصل نکردیم، حرکت هایی همچون انتخابات را هم که تحریم می کنید، بفرمایید راهکار عملی (نه تخیلی) تان برای اصلاح این مملکت چیست؟ مگر نه اینکه جنبش سبز از دل یک انتخابات بیرون آمد. انتخابات مجلس هفتم را به یاد بیاورید. پس از تحریم، عده ای نماینده اقلیت، اکثریت مجلس را به دست گرفتند و ما هم فقط سکوت کردیم اما انتخابات 88 که شرکت کردیم چه هزینه ای را بر این نظام تحمیل کرد.
رویه اصلاح از بالا به پایین را که سرکوب کردند، بیایید با ادامه رویه از پایین به بالا نگذاریم دیکتاتور پایه های حکومتش را محکم تر کند.

۱۳۸۹ تیر ۱۴, دوشنبه

ما برای سیاسیون چه کردیم که برای هنرمندان بکنیم


بیش از یک سال از اسارت بسیاری از سران سیاسی جنبش سبز می گذرد. ما برای آنها چه کرده ایم که حالا انتظار داریم هنرمندان به پشت گرمی ما در این وانفسا به دیدار رهبر نروند.
متاسفانه عده ای نشسته اند دور گود و می گویند لنگش کن. شما خودت 4 تا تکبیر رو پشت بام را هم از ترست بوسیدی گذاشتی کنار بعد انتظار داری یک نفر بیاید یک تنه قهرمان بازی در بیاورد؟
انصاف هم خوب چیزی است به خدا!

۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

جنبش سبز، فنری که آزاد شد اما انرژی اش هدر رفت


جنبش سبز تا قبل از انتخابات 88 مانند فنری بود که به شدت فشرده شده بود و در اعتراضات پس از انتخابات به یکباره این فنر آزاد شد، اما هیچ بهره ای از این انرژی عظیم آزاد شده نبردیم؛ حتی دریغ از کوچکترین امتیازی که به واسطه این انرژی به جنبش تعلق گرفته باشد.
سالها طول کشیده بود تا این فنر فشرده و آماده رها شدن گردد ولی با عدم مدیریت صحیح انرژی به وجود آمده، دوباره باید چندین سال زحمت بکشیم تا این فنر به اندازه کافی فشرده شود.

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

هاشمی و نذر 19 خردادش و سوت و کف های ما


شخصا هیچ وقت به هاشمی اعتماد نداشتم و معتقدم که هاشمی همانی است که در انتخابات مجلس ششم به خاطر این که در جبهه مقابل اصلاحات بود رای نیاورد.
هاشمی سال قبل هم درست 3 روز قبل از انتخابات 22 خرداد، نامه ای منتشر کرد که از نظر محتوایی مشابهت زیادی با جوابیه 19 خرداد امسال ایشان دارد که به یک روزنامه دولتی داده شده است.
چون همیشه به دیده تردید به اعمال و رفتار هاشمی نگاه کرده ام - و الحق و الانصاف هم باید دکترای افتخاری «یکی به نعل و یکی به میخ» را به ایشان اعطا کرد - این بار نیز این سوال برایم پیش آمده که هدف او از انتشار این نامه ها در تاریخ هایی مشابه چیست؟ آیا او همراه جنبش سبز است و این نامه ها در راستای اهداف ماست و یا اینکه هدف، بهره برداری از دستاوردهای احتمالی 22 خرداد است؟ آیا او با ماست یا بر ماست؟ جواب من این است که گاهی با ماست و گاهی بر ماست. سیاست او این است که گاهی بر علیه ما سخن بگوید و تحسین طرف مقابل را برانگیزد و گاهی موافق ما باشد و این بار ما برایش سوت و کف نثار کنیم.
حال آنچه میخواهم بگویم این است که آیا ما باید هر بار که او موافق ما بود برایش هورا بکشیم؟ به نظرم ما با این کار دقیقا در راستای اهداف منافقانه ایشان حرکت می کنیم.
این یک بیت شعر هم خطاب به ایشان:
به مارماهی مانی، نه این تمام نه آن
منافقی چه کنی یا مار باش یا ماهی

۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه

خدایا تو را شکر می گوییم که 22 خرداد تعطیل نیست


خدایا تو را شکر می گوییم که 22 خرداد تعطیل نیست که با تعطیل شدن دانشگاه، انگار اعتراضات دانشجویی هم تعطیل می شود.
خدایا تو را شکر می گوییم که 22 خرداد تعطیل نیست که کارمندها تو خونه خوابیده باشند و حال نداشته باشند بیان بیرون.
خدایا تو را شکر می گوییم که 22 خرداد تعطیل نیست که ملت بذارند برند شمال!
...
خدایا تو را شکر می گوییم که 22 خرداد تعطیل نیست و ما هیچ بهانه ای برای نیامدن نداریم.