۱۳۸۹ خرداد ۳۰, یکشنبه

جنبش سبز، فنری که آزاد شد اما انرژی اش هدر رفت


جنبش سبز تا قبل از انتخابات 88 مانند فنری بود که به شدت فشرده شده بود و در اعتراضات پس از انتخابات به یکباره این فنر آزاد شد، اما هیچ بهره ای از این انرژی عظیم آزاد شده نبردیم؛ حتی دریغ از کوچکترین امتیازی که به واسطه این انرژی به جنبش تعلق گرفته باشد.
سالها طول کشیده بود تا این فنر فشرده و آماده رها شدن گردد ولی با عدم مدیریت صحیح انرژی به وجود آمده، دوباره باید چندین سال زحمت بکشیم تا این فنر به اندازه کافی فشرده شود.

۱۳۸۹ خرداد ۱۹, چهارشنبه

هاشمی و نذر 19 خردادش و سوت و کف های ما


شخصا هیچ وقت به هاشمی اعتماد نداشتم و معتقدم که هاشمی همانی است که در انتخابات مجلس ششم به خاطر این که در جبهه مقابل اصلاحات بود رای نیاورد.
هاشمی سال قبل هم درست 3 روز قبل از انتخابات 22 خرداد، نامه ای منتشر کرد که از نظر محتوایی مشابهت زیادی با جوابیه 19 خرداد امسال ایشان دارد که به یک روزنامه دولتی داده شده است.
چون همیشه به دیده تردید به اعمال و رفتار هاشمی نگاه کرده ام - و الحق و الانصاف هم باید دکترای افتخاری «یکی به نعل و یکی به میخ» را به ایشان اعطا کرد - این بار نیز این سوال برایم پیش آمده که هدف او از انتشار این نامه ها در تاریخ هایی مشابه چیست؟ آیا او همراه جنبش سبز است و این نامه ها در راستای اهداف ماست و یا اینکه هدف، بهره برداری از دستاوردهای احتمالی 22 خرداد است؟ آیا او با ماست یا بر ماست؟ جواب من این است که گاهی با ماست و گاهی بر ماست. سیاست او این است که گاهی بر علیه ما سخن بگوید و تحسین طرف مقابل را برانگیزد و گاهی موافق ما باشد و این بار ما برایش سوت و کف نثار کنیم.
حال آنچه میخواهم بگویم این است که آیا ما باید هر بار که او موافق ما بود برایش هورا بکشیم؟ به نظرم ما با این کار دقیقا در راستای اهداف منافقانه ایشان حرکت می کنیم.
این یک بیت شعر هم خطاب به ایشان:
به مارماهی مانی، نه این تمام نه آن
منافقی چه کنی یا مار باش یا ماهی